گنجور

(۱۱) مناجات ابراهیم ادهم

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش پایانی
 

به پیش کعبه ابراهیم ادهم

بحق می‌گفت کای دارای عالم

مرا معصوم خواه و بی گنه دار

گناهی کان رود زانم نگه دار

یکی هاتف خطابش کرد آنگاه

که این عصمت که می‌خواهی تو در راه

همین بودست از من خلق را خواست

اگر کار تو و ایشان کنم راست

که تا جمله بهم معصوم مانید

همه از رحمتم محروم مانید

هزاران بحرِ رحمت بی قیاسست

ولیکن بنده را جای هراسست

ندارم از جهان جز بیمِ جان من

ز درد او زبان ترجمان من

چو من از عمر بهبودی ندیدم

زیان دیدم ولی سودی ندیدم

بمُردن راضیم زین زندگانی

اگر بازم رهانی می‌توانی

ز سر تا پای من جای نظر نیست

که بروی هر زمان زخمی دگر نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام