گنجور

(۳) حکایت نوشروان عادل

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش نوزدهم
 

چنین گفتست نوشروانِ عادل

که گر میری ز درویشی قاتل

ترا بهتر بوَد آن زخمِ شمشیر

که از نان فرومایه شوی سیر

مشو با اهلِ دنیا در ستیزه

که مرداریست و مشتی کِرم ریزه

بیک ره اهلِ دنیا در ریاست

چو کِرمانند در عین نجاست

زر و سیم و قبول و کار و بارت

نیاید در دم آخر بکارت

اگر اخلاص باشد آن زمانت

بکار آید وگرنه وای جانت

بهر چیزی که در دنیا کمالست

یقین می‌دان که آن در دین وبالست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام