گنجور

(۹) حکایت در ذمّ دنیا

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش نوزدهم
 

یکی پرسید ازان دانای فتوی

که چه بهتر بوَد از مالِ دنیی

چنین گفت او که مالی کان نباشد

که گر باشد به جز تاوان نباشد

که گر مالی ز دنیا افتد آغاز

ترا آن مال دارد از خدا باز

ولی کی ارزد آن مال جهانی

که از حق باز مانی تو زمانی

چو از حق باز می‌دارد ترا مال

پس آن بهتر که نبود در همه حال

ترا چون عیش دنیا راه زن شد

کجا در دین توانی بُت شکن شد

همه عمرت شبست ای خفتهٔ راه

نه از روزی نه از بیداری آگاه

چو روزت صبح گرداند بزودی

که تو در عشق بازی با که بودی

هر آن ساعت که نه در عشقِ دینی

حریف اژدهای آتشینی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام