گنجور

(۴) حکایت جواب آن شوریده حال در کار جهان

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش هفدهم
 

یکی پرسید آن شوریده جان را

که چون می‌بینی این کار جهان را

چنین گفت این جهان پُر غم و رنج

بعینه آیدم چون نطعِ شطرنج

گهی آرایشی بیند بصف در

گهی بر هم زنندش چون دو صفدر

یکی را می‌برند از خانهٔ خویش

دگر را می‌نهند آن خانه در پیش

گهی بر شه درآیند از حوالی

بصد زاری کنندش خانه خالی

چنین پیوسته تا آنگه که دانند

که این نطع مزخرف برفشانند

چنان لهو و لعب کردست مغرور

شدی مشغولِ مال و ملک و منشور

تو شهبازی، گشاده کن پر و بال

بپر زین دامگاه لعب اطفال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام