گنجور

(۱۵)حکایت آن زن که طواف کعبه می‬کرد و مردی که نظر برو کرد

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش چهاردهم
 

یکی عورت طواف خانه می‌کرد

نظر افکند بر رویش یکی مرد

زنش گفتا گر اهل رازئی تو

چنین دم کی بمن پردازئی تو

ولی آگه نهٔ تو بی سر و پای

که از که بازماندستی چنین جای

گر از مردی خود بودی نشانیت

سر زن نیستی اینجا زمانیت

تو اینجا از پی سود آمدستی

نه از بهر زیان بود آمدستی

تو خود را روزِ بازاری چنین گرم

زیان خواهی؟ نداری از خدا شرم؟

خداوند جهان پیوسته ناظر

تو از وی غایب و او بر تو حاضر

چو یک یک دم خدا از تست آگاه

چرا چون ماه می‌پیچی سر از راه

چو حق با تو بوَد در هر مقامی

مزن جز درحضورش هیچ گامی

اگر بی او زنی یک گام در راه

بسی تشویر باید خوردت آنگاه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام