گنجور

(۱۱) حکایت اسکندر و کلمات حکیم بر سر او

 
عطار
عطار » الهی نامه » بخش یازدهم
 

چو اسکندر بزاری در زمین خفت

حکیمی بر سر خاکش چنین گفت

که شاها تو سفر بسیار کردی

ولیکن نه چنین کین بار کردی

بسی گِرد جهان گشتی چو افلاک

کنون گشتی تو از گشت جهان پاک

چرا چون می‌شدی می‌آمدی تو

چرا می‌آمدی چون می‌شدی تو

نه ازگنج آگهی اینجا که هستی

نه آگه تا که آنجا می‌فرستی

چرا بایست چندین بند آخر

ازین آمد شدن تا چند آخر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام