گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

کم شدن در کم شدن دین من است

نیستی در هستی آیین من است

حال من خود در نمی‌آید به نطق

شرح حالم اشک خونین من است

کار من با خلق آمد پشت و روی

کافرین خلق نفرین من است

تا پیاده می‌روم در کوی دوست

سبز خنگ چرخ در زین من است

از درش گردی که آرد باد صبح

سرمهٔ چشم جهان‌بین من است

چون به یک دم صد جهان از پس کنم

بنگرم گام نخستین من است

من چرا گرد جهان گردم چو دوست

در میان جان شیرین من است

ماه‌رویا عشق تو گر کافری است

این چنین صد کافری دین من است

گر بسوزم زآتش عشقت رواست

کآتش عشق تو تسکین من است

تا دل عطار خونین شد ز عشق

خاک بستر خشت بالین من است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نادر حادر نوشته:

گم شدن در گم شدن

عادل نوشته:

این غزل با غزل شمارهٔ ۴۳۰ مولوی خیلی به هم شبیه اند.

رضا نوشته:

شهرام ناظری این بیت رو بعنوان مطلع غزل می خونه : گم شدن در عاشقی دین است

مهدى نوشته:

استاد افتخارى با نى استاد فروهرى که دیونه کننده هست

آیین من است(غیر آلبومی)
استاد علیرضا افتخاری
نی نواز : استاد بهزاد فروهری
@ostad_alireza_eftekhari

کانال رسمی گنجور در تلگرام