گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳۳

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای گرد قمر خطی کشیده

دل در خط تو ز جان بریده

هم زلف تو توبه‌ها شکسته

هم خط تو پرده‌ها دریده

مشکی که بر خط تو گردی است

در گرد خط تو نارسیده

خط تو هزار بیش دارد

چون مشک خطا درم خریده

بر هیچ ورق ندیده خطی

خوشتر ز خط تو هیچ دیده

سر بر خط تو نهاده طوطی

سر سبزی خط تو گزیده

کس گرد قمر نشان نداده است

از قیر چنین خطی دمیده

تا دید دلم خط خوش تو

یک لحظه نماند آرمیده

چون خواست کشید پای از خط

وز خط تو خواست شد رمیده

در قیر خطت گرفت پایش

زان می‌آید به سر دویده

سر به سر خط تو نهاده عطار

وز خط دو کون سر کشیده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام