گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

حسن تو رونق جهان بشکست

عشق روی تو پشت جان بشکست

هر سپاهی که عقل می‌آراست

غمزهٔ تو به یک زمان بشکست

ناوک‌انداز آسمان چو بدید

طاق ابروی تو کمان بشکست

عکس ماهت به آفتاب رسید

منصب آفتاب از آن بشکست

پسته را پهن بازمانده دهان

دانی از چیست زان دهان بشکست

همچو شمعی شکر چرا بگداخت

که دلش زان شکرستان بشکست

حیلهٔ جادوان بابل را

آن دو جادوی دلستان بشکست

چون به وصلت توان رسید که هجر

دل عطار ناتوان بشکست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Mohamad نوشته:

پسته را پهن بازمانده دهان
دانی از چیست زان دهان بشکست

Mohamad نوشته:

معنى این شعر چیست لطفآ؟

پسته را پهن بازمانده دهان
دانی از چیست زان دهان بشکست

کانال رسمی گنجور در تلگرام