گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیم شبی سیم برم نیم مست

نعره‌زنان آمد و در در نشست

هوش بشد از دل من کو رسید

جوش بخاست از جگرم کو نشست

جام می آورد مرا پیش و گفت

نوش کن این جام و مشو هیچ مست

چون دل من بوی می عشق یافت

عقل زبون گشت و خرد زیر دست

نعره برآورد و به میخانه شد

خرقه به خم در زد و زنار بست

کم زن و اوباش شد و مهره دزد

ره زن اصحاب شد و می‌پرست

نیک و بد خلق به یکسو نهاد

نیست شد و هست شد و نیست هست

چون خودی خویش به کلی بسوخت

از خودی خویش به کلی برست

در بر عطار بلندی ندید

خاک شد و در بر او گشت پست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

وحید نوشته:

«کف زن و اوباش شد و …» صحیح به نظر می رسد.

امین کیخا نوشته:

کف زن فکر نکنم کلمه کهنی باشد زیرا ترگمان frappeur است که فرانسوی است اگر کسی میداند مارا بیاگاهاند

علیرضا نوشته:

کم زن به معن متواضع است یعنی کسی که خود را وقعی ننهد و همچنین به معنی سهل انگار و ساده گیر وهمین طور به معنی کسی که در قمار همیشه میبازد

B. Alavi نوشته:

در نسخهٔ دیوان عطار (انتشارات فخررازی) چند فرق هست:

۱/ نیم شبی سیم برم نیم مست
نعره‌زنان آمد و در در نشست

نیم شبان سیم برم نیم مست
“نیم شبان” که همگونی آن با “نعره زنان” قابل توجه است

۲/ هوش بشد از دل من کو رسید
هوش بشد از دل من چون رسید

۶ کم زن و اوباش شد و مهره دزد
کم زن اوباش شد و مهره دزد

کم زن یعنی کسی‌ که در جمعی از بقیه کوچک تر و پست تر باشد

کم زن اوباش یعنی در میان اوباش هم از بقیه پست تر و بی‌ ارزش تر …

۹ در بر عطار بلندی ندید
در بر عطار بلندی بدید
که ” بدید” مقام عطار را ( در آن مبحث ) دقیق تر می‌‌نما یاند

تسلیم نوشته:

به نظر می رسد حرف اضافه ی “بر” جانشین بهتری برای “در” در مصراع دوم باشد؛ چرا که بر در می نشینند نه در یا درون در.

کانال رسمی گنجور در تلگرام