گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۹

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق چیست از خویش بیرون آمدن

غرقه در دریای پر خون آمدن

گر بدین دریا فرو خواهی شدن

نیست هرگز روی بیرون آمدن

ور سر کم کاستی دارای در آی

زانکه اینجا نیست افزون آمدن

لازمت باشد اگر عاشق شوی

ترک کردن عقل و مجنون آمدن

از ازل آزاد گشتن وز ابد

محرم سر هم اکنون آمدن

چون توان بودن به صورت بارکش

پس به معنی فوق گردون آمدن

سر بریده راه رفتن چون قلم

پا و سر افکنده چون نون آمدن

سرنگون رفتن درین دریای ژرف

پس نهان چون در مکنون آمدن

چون دهم شرحت همی گم بودگی است

محرم این بحر بیچون آمدن

تا ابد یکرنگ بودن با فنا

نی همی هردم دگرگون آمدن

چیست ای عطار کفر راه عشق

سست دین از همت دون آمدن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام