گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۰

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیست آسان عشق جانان باختن

دل فشاندن بعد از آن جان باختن

عشق را جان دگر باید از آنک

با چنین جان عشق نتوان باختن

نیست آری کار هر تر دامنی

سر در آن ره چون گریبان باختن

هرچه آن دشوار حاصل کرده‌ای

در غم معشوق آسان باختن

شمع را زیباست هر ساعت سری

گاه گریان گاه خندان باختن

تو گدا کژ بازی آخر کی رسی

کج روا در پیش سلطان باختن

کی توانی یوسفی ناکرده گم

عمر ار در ماتم آن باختن

کار یعقوب است از سوز فراق

دیده‌ای را بیت‌الاحزان باختن

چون فرید از هرچه باشد مفلست

زان نباید نرد جانان باختن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام