گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۳

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم

به تاریکی در افتادم ره روشن نمی‌دانم

ندارم من درین حیرت به شرح حال خود حاجت

که او داند که من چونم اگرچه من نمی‌دانم

چو من گم گشته‌ام از خود چه جویم باز جان و تن

که گنج جان نمی‌بینم طلسم تن نمی‌دانم

چگونه دم توانم زد درین دریای بی پایان

که درد عاشقان آنجا به جز شیون نمی‌دانم

برون پرده گر مویی کنی اثبات شرک افتد

که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمی‌دانم

در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه می‌چیند

همه عالم و مافیها به نیم ارزن نمی‌دانم

از آنم سوخته خرمن که من عمری درین صحرا

اگرچه خوشه می‌چینم ره خرمن نمی‌دانم

چو از هر دو جهان خود را نخواهم مسکنی هرگز

سزای درد این مسکین یکی مسکن نمی‌دانم

چو آن گلشن که می‌جویم نخواهد یافت هرگز کس

ره عطار را زین غم به جز گلخن نمی‌دانم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عباس نوشته:

لطفا معنی این بیت رو در حاشیه شعر مرقوم فرمایید:
برون پرده گر مویی کنی اثبات شرک افتد
که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمی‌دانم

ایمان نوشته:

یعنی خارج از عرفان و عشق و عاشقی با خدا واسه هرکس گریه کنی یه جورایی به نظر عطار شرکه چون معشوقت فقط یه زن یا مرده
این برداشته شخصی منه (مویه کردن = یعنی گریه کردن)

مقصود نوشته:

این غزل در آلبوم بزن باران توسط حبیب محبیان خوانده شده است. البته ایشان به اشتباه فکر میکردند که این غزل از سنایی است.

محمد زاهدی نوشته:

کلام دوستمون در مورد معنی این بیت تا حدودی درسته اما عطار یک بار از برون و یکبار از درون صحبت میکنه . به نظرم کیفیت عرفانی عشق رو مطرح میکنه و اما سر سر فروتنی خودش رو درگیر همین عشق زمینی میدونه .نوعی فروتنی و عجز از مقامات والای عرفان هست.

کانال رسمی گنجور در تلگرام