گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۴

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای برده به آب‌روی آبم

وز نرگس نیم خواب خوابم

تا روی چو ماه تو بدیدم

افتاده چو ماهیی ز آبم

چون شد خط سبز تو پدیدار

بر زرده نشست آفتابم

هرگه که به خون خطی نویسی

من سر ز خط تو برنتابم

هرگه که حدیث وصل گویم

دل خون گردد ز اضطرابم

از بی نمکی و بی قراری

در سیخ جهد که من کبابم

وصلت نرسد به دل که از دل

تا با جانم خبر نیابم

من خاک توام تو گنج حسنی

بنمای رخ از دل خرابم

در پای فتاده‌ام چو زلفت

زین بیش چو زلف خود متابم

عطار ز دست شد به یکبار

وقت است که کم کنی عذابم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام