گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنکه چندین نقش ازو برخاسته است

یارب او در پرده چون آراسته است

چون ز پرده دم به دم می تافته است

هر دو عالم دم به دم می‌کاسته است

چون شود یک ره ز پرده آشکار

تو یقین دان کان قیامت خاسته است

محو گردد در قیامت زان جمال

هر که نقشی در جهان پیراسته است

ذره‌ای معشوق کی آید پدید

چون دو عالم پر زر و پر خواسته است

در قیامت سوی خود کس ننگرد

چون جمال آن چنان آراسته است

ذره‌ای گشت است ظاهر زان جمال

شور از هر دو جهان برخاسته است

ای فرید اینجا چه خواهی کار و بار

راه تو نادانی و ناخواسته است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ج. م. نوشته:

فرزانه پسر

آنکه این مستی ازو برخاسته است
در نظرگاهم چو گل آراسته است

در هواى یک نظر، جان برلبم ازانتظار
چونکه میدانم چو سرو افراشته است

سرو نازى ست پاک دل چون آیینه
از دل این خاک پاک برخاسته است

با همه فرزانگى چون مشت خاک
حصل کارش در تبوک انداخته است

کار او، صبح و عشاش مفردست
عزم خدمت را به جان برداشته است

کانال رسمی گنجور در تلگرام