گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۳

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

عمر رفت و تو منی داری هنوز

راه بر ناایمنی داری هنوز

زخم کاید بر منی آید همه

تا تو می‌رنجی منی داری هنوز

صد منی می‌زاید از تو هر نفس

وی عجب آبستنی داری هنوز

پیر گشتی و بسی کردی سلوک

طبع رند گلخنی داری هنوز

همرهان رفتند و یاران گم شدند

همچنان تو ساکنی داری هنوز

روز و شب در پرده با چندین ملک

عادت اهریمنی داری هنوز

روی گردانیده‌ای از تیرگی

پشت سوی روشنی داری هنوز

دلبرت در دوستی کی ره دهد

چون دلی پر دشمنی داری هنوز

می‌زنی دم از پی معنی ولیک

تو کجا آن چاشنی داری هنوز

در گریبان کش سر و بنشین خموش

چون بسی تر دامنی داری هنوز

خویشتن را می‌کش و می‌کش بلا

زانکه نفس کشتنی داری هنوز

رهبری چون آید از تو ای فرید

چون تو عزم رهزنی داری هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جلال الدین نوشته:

چه دردی دارد!!! خواندن این غزل در چهل سالگی (به بعد)

جلال الدین نوشته:

این خودی را خرج کن اندر خدا

کانال رسمی گنجور در تلگرام