گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۲

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق تو به جان دریغم آید

نامت به زبان دریغم آید

وصف سر زلف پر طلسمت

از شرح و بیان دریغم آید

از زلف تو سرکشان ره را

یک موی نشان دریغم آید

من موی‌میان نگویمت زانک

این وصف بدان دریغم آید

هر چند میان تو چو مویی است

مویی به میان دریغم آید

دل می‌خواهی و من نیم آنک

هرگز ز تو جان دریغم آید

یک ذره خیال چهرهٔ تو

از هر دو جهان دریغم آید

نی نی که ز رخ نقاب بردار

کان روی نهان دریغم آید

عطار چون از تو شد سبک دل

در بند گران دریغم آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام