گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۹

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون شراب عشق در دل کار کرد

دل ز مستی بیخودی بسیار کرد

شورشی اندر نهاد دل فتاد

دل در آن شورش هوای یار کرد

جامهٔ دریوزه بر آتش نهاد

خرقهٔ پیروزه را زنار کرد

هم ز فقر خویشتن بیزار شد

هم ز زهد خویش استغفار کرد

نیکویی‌هائی که در اسلام یافت

بر سر جمع مغان ایثار کرد

از پی یک قطره درد درد دوست

روی اندر گوشهٔ خمار کرد

چون ببست از هر دو عالم دیده را

در میان بیخودی دیدار کرد

هستی خود زیر پای آورد پست

وز بلندی دست در اسرار کرد

آنچه یافت از یاری عطار یافت

وآنچه کرد از همت عطار کرد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام