گنجور

نصیحت گفتن باز بلبل را درآمدن بحضرت سلیمان علیه السلام و ملازمت شاه عادل عالم کردن

 
عطار
عطار » بلبل نامه
 

سپاه روز روشن چون برآمد

قضا را ترک هجران بر سر آمد

به بلبل باز گفت ای خفته برخیز

بیا خود را به بال من درآویز

چو موری کعبه را خواهد که بیند

فراز شهپر بازان نشیند

سلیمانت همی خواهد به داور

چه داری حجت قاطع بیاور

چه خواهی گفت با او من چه مرغم

که می‌گردم به عالم فارغ از غم

برنگ و بوی گل مغرور گشتی

ز نزد حضرت شه دور گشتی

به حسن بی بقا دل خوش چرایی

ز امر سروران سرکش چرایی

چرا دل بندی اندر بی وفائی

شوی محروم و در خدمت نیائی

مگر دان سر ز درگاه خداوند

که سرگردان بمانی پای در بند

اگر خواهی که گردی در جهان فرد

به گرد کوی صاحب دولتان گرد

که از صاحبدلان یا بی عطائی

نیابی هیچ از اینها بی وفائی

سخن از اهل عقل و فهم بنیوش

اگر داری خبر از دانش و هوش

گدائی مفلس و سرگشته حیران

پی روزی گرفت آمد به شروان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تقی زاده نوشته:

در بیت ۹ “مگر دان” غلط است باید “مگردان” ثبت شود

تقی زاده نوشته:

در بیت ۱۱ به جای “یا بی” باید “یابی” ثبت شود
اشتباه تابپی

کانال رسمی گنجور در تلگرام