گنجور

آوردن باز بلبل را و خدمت نمودن او و مدح سلیمان گفتن و عذر آوردن او

 
عطار
عطار » بلبل نامه
 

چو باز آمد به درگاه سلیمان

صف اندر صف کشیده جمله مرغان

سر خود بر زمین بنهاد بلبل

کمر بسته زبان بگشاد بلبل

سپاس پادشه کرد و دعا گفت

سلیمان را بسی مدح و ثنا گفت

تو آن شاهی که مار و مور و انسان

دد ودام و پری داری به فرمان

ترا زیبد به عالم پادشاهی

که زیر حکم داری مرغ و ماهی

نباشد از تو بهتر شهریاری

کریمی تاج بخش تخت داری

رسول پادشاه بی زوالی

به همت برتر از نقص وکمالی

ز کویت تا گل بی خار روید

چو فراشان صبا خاشاک روید

تراکام و مرادت حاصل آمد

دلت از نور عزت کامل آمد

توئی مطلوب هر جا طالبی هست

دلت از سر معنی گشته سرمست

از آن از خدمتت دوری گزیدم

که خود را لایق خدمت ندیدم

اگر عمرم دهد یزدان ازین پس

غلام حضرتت باشم از این پس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت: ۳

غلط: سی

درست: بسی

نوع غلط : تایپی

دلیل تصحیح: وزنی


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام