گنجور

الحکایه و التمثیل

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش نهم
 

رسید آن پیر را سر الهی

که مردی ز آن ما گردید خواهی

برو سوی خرابات و نشان خواه

که پیریست آن ز حمالان این راه

بیامد مرد و شرح حال او خواست

بدو گفتند دی شد کار او راست

بصد زاری و غم دی مرد اینجا

جهان برخود بسردی برد اینجا

سپیدش موی بود و روی زردی

همه حمالی خم خانه کردی

همی بردی سبوی خمر بر دوش

ولی هرگز نکردی قطرهٔ نوش

بهر گامی که در ره برگرفتی

بسوز جان و درد دل بگفتی

که ای دارنده دنیا و دین هم

ببخش آنرا که آنش نیست و این هم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام