گنجور

المقاله الثمانیه

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش هشتم
 

چرا بودی چو بودی کارت افتاد

چه گویم عقبه دشوارت افتاد

ترا چه جرم کاوردندت ای دوست

تویی در راه معنی مغز هر پوست

معادن مغز ارکانست لیکن

نباتست انگهی مغز معادن

وزو مغز نبات افتاده حیوان

وزان پس مغز حیوان گشت انسان

ز انسان انبیا گشته خلاصه

وزبشان سید سادات خاصه

ازین هفت آسمان در راه معنی

بباید رفت تا درگاه مولی

همی هرچه از کمال اصل دورست

ازو طبع حقیقت بین نفورست

جمادی بودهٔ حیی شدی تو

کجا لاشی بدی شیئی شدی تو

چنان خواهم که بر ترتیب اول

نداری یک نفس خود را معطل

ز رتبت سوی رتبت می‌نهی گام

برون می‌آیی از یک یک خم دام

نهادت پر گره بندست جان را

از آن جان می‌نبینی آن جهان را

نهادت پر گره کردند از آغاز

بیک یک دم شود یک یک گره باز

چه دانی ای بزیر کوه زاده

که تو زیر چه باری اوفتاده

کسی را زیر کوهی پروریدند

بزیر بار کوهش آوریدند

جهانی بار بر پشتش نهادند

بزیر بار کوهش خوی دادند

مه از کوهست بار او و او مور

همه آفاق خورشیدست او کور

چو برگیرند ازو بار گران را

بیک ساعت ببیند آن جهان را

شکیبائی بجان او درآید

همه عالم نشان او برآید

چو نور جاودان آید بپیشش

فرو ماند عجب آید ز خویشش

بدل گوید که چون گشتم چنین من

ز شک چون آمدم سوی یقین من

منم این یا نیم من اینت بشگفت

که نور من همه آفاق بگرفت

چو نابینای مادرزاد ناگاه

که یابد نور چشم خود بیک راه

چو بیند روشنایی جهان او

چگونه خیره ماند آن زمان او

ترا همچون سراید زندگانی

در آن عالم بعینه هم چنانی

از آن تاریک جا چون دور گردی

قرین عالم پر نور گردی

عجب ماتی دران چندان عجایب

غریبت آید آن چندان غرایب

همی چندان که چشم تو کندکار

همی خورشید بینی ذره کردار

در آن حضرت که امکان ثبوتست

فلک چون دست باف عنکبوتست

کجا آنجا وجود کس نماید

نمد چون در بر اطلس نماید

بپیش آفتاب عالم آرای

کجا ماند وجود سایه بر جای

از آن پس پرده هستی درآید

سر از رفعت سوی پستی درآید

همی چندانک کردی نیک و بد تو

همه آماده بینی گرد خود تو

اگر بد کردهٔ زیر حجابی

وگرنه با بزرگان هم رکابی

بنیکی و بدی در کار خویشی

همه آیینه کردار خویشی

اگر نیکست و گر بد کار و کردار

شود در پیش روی تو پدیدار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر وکیلی نوشته:

بیت۴: وزان مغز نبات افتاده حیوان

دکتر وکیلی نوشته:

بیت۱۱: از آن جان می‌نبیند آن جهان را

دکتر وکیلی نوشته:

بیت ۲۴: ترا تا چون سر آید زندگانی

دکتر وکیلی نوشته:

بیت ۳۲:همی چندانکه کردی نیک و بد تو

کانال رسمی گنجور در تلگرام