گنجور

الحکایه و التمثیل

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش هفتم
 

شنودم حال بوالفش چغانی

که گفتندش چرا خر می نرانی

که چون خورشید روشن روی درگشت

بتاریکی فرو مانی درین دشت

تو هم ای برده اندر دشت خوابت

نراندی خر فرو شد آفتابت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام