گنجور

الحکایه و التمثیل

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش هفتم
 

کری بر ره بخفت از خرده دانی

که تا وقتی درآید کاروانی

درآمد کاروان و رفت چون دود

کجا آن خفتهٔ کر را خبر بود

چو شد بیدار خواب از دیدگان رفت

بدو گفتند ای کر کاروان رفت

چرا خفتی که کرد آخر چنین خواب

که بگذشتند هم راهان و اصحاب

ندانم تا چه خوابت دید ایام

که خوش در خواب کردت تا سرانجام

کر آن بشنود گفت آشفته بودم

که هم کر بودم و هم خفته بودم

دریغا چون شدم از خواب بیدار

نمی‌یابم ز یک هم راه آثار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام