المقالة السابعه
حقیقت چیست پیش اندیش بودن
ز خود بگذشتن و با خویش بودن
اگر جانت برون آید ز صورت
ببینی هرچ میدانی ضرورت
حجاب تو نیاید هر دو عالم
ببینی هر دو عالم را بیک دم
از این صورت اگر بیرون شوی تو
مه و خورشید محجوبون شوی تو
چو جانت را مقام نور دادند
سر چشم تو سوی حور دادند
مشو مغرور حور و خلد هرگز
که بی حق نور ندهد خلد هرگز



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
میشل نوشته:
در بیت دوم باید کلمهی «ضرورت» باشد نه «ضرروت»
—
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
دکتر وکیلی نوشته:
بیت۴:مه و خورشید محجوبان شوی تو