گنجور

الحکایه و التمثیل

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش ششم
 

بشب حلاج را دیدند در خواب

بریده سر بکف با جام جلاب

بدو گفتند چونی سر بریده

بگو تا چیست این جام گزیده

چنین گفت که او سلطان نکونام

بدست سر بریده می‌دهد جام

کسی این جام معنی می‌کند نوش

که کردست او سر خود را فراموش

نخستین جسم خود در اسم درباز

پس آنگه جان زبعد اسم درباز

چنان در اسم او کن جسم پنهان

که می‌گردد الف در بسم پنهان

چو جسمت رفت جان را کن مصفا

برآی ازجان و گم شو در مسما

یکی دریاست زو علم گرفته

همه موجش دل آدم گرفته

کجا این موج دریا می‌نشیند

که دریا چیست در ما می‌نشیند

مرا باید که جان و تن بماند

وگر هر دو بماند من نماند

من و تو یک من زهرست در کار

که ز آن یک جوشده کوهی نگوسار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام