گنجور

فی فضیلت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش سوم
 

سپهر دین عمر خورشید خطاب

چراغ هشت جنت شمع اصحاب

چه شمعی کافتاب نامبردار

طواف او کند پروانه کردار

ازین پرتو که بود آن شمع دین را

نمی‌شایست جز خلد برین را

اگر او قطب دین حق نبودی

کمال شرع را رونق نبودی

ز بهر سر بریدن سر بداد او

بدان شد تا سرآرد سر نهاد او

چو آهنگ سر شمع هدی کرد

به پیش طای طاها سر فدا کرد

چو چشم جان او اسرار بین شد

شکش برخاست مشکلها یقین شد

شریعت را کمال افزود اول

ز چل مردان یکی او بود اول

رسولش گفت گر بودی دگر کس

نبی جز من نبودی جز عمر کس

خداوند جهان از نور جانش

سخنها گفته بی او بر زفانش

چو حق را حلقهٔ در گوش کرد او

بنامش زهر قاتل نوش کرد او

از آن برخویشتن زهر آزمودی

که صد تریاق فاروقیش بودی

چنان شد ظلم در ایام او گم

که اشکی در میان بحر قلزم

جهان از عدل او آسوده گشته

ستم از بیم او نابوده گشته

عجم را تا قیامت درگشاده

هزار و شصت وشش منبر نهاده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سنی واقعی نوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عرض شد
منتظرتونم مطالب منو بخونید
باتشکر[گل]

جعفر نوشته:

ممنونم برای صدت در مطالب تان الله اجرتون بده

کانال رسمی گنجور در تلگرام