گنجور

الحکایه و التمثیل

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم
 

یکی دیوانهٔ استاد در کوی

جهانی خلق می‌رفتند هر سوی

فغان برداشت این دیوانه ناگاه

که از یک سوی باید رفت و یک راه

بهر سویی چرا باید دویدن

بصد سو هیچ جا نتوان رسیدن

تویی با یک دل ای مسکین و صد یار

بیک دل چون توانی کرد صد کار

چو در یک دل بود صد گونه کارت

تو صد دل باش اندر عشق یارت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام