گنجور

الحکایه و التمثیل

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش دهم
 

سبویی می‌ستد رندی زخمار

که این ساعت گرو بستان و بردار

چو خورد آن باده گفتندش گرو کو

گرو گفتا منم گفتند نیکو

زهی نیکو گرو برخیز و رو تو

نیرزی نیم جو وقت گرو تو

اگر ارزندهٔ داری تو با خویش

نیرزی تو بنزد کس از آن بیش

ترا قیمت بعلمست و بکردار

تو همچون من در افزودی بگفتار

بقدر آن که علم و کار داری

بدان ارزی بدان مقدار داری

فشاندم در معنی بر تو بسیار

ولی کی کور بیند در شهوار

تو چون نرگس همه چشمی نه بینا

چو سیسنبر همه گوشی نه شنوا

تو این ساعت که عقل و هوش داری

نه بنیوشی سخن نه گوش داری

در آن ساعت که عقل و هوش شد پاک

مگر خواهی شنودن مرده در خاک

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهران بیغمی نوشته:

بیت چهارم باید به جای ارزندۀ “ارزنده ای” بیاید

کانال رسمی گنجور در تلگرام