غزل شمارهٔ ۸۹
نه دل کم عشق یار میگیرد
نه با دگری قرار میگیرد
از دست تو آن سرشک میبارم
کانگشت ازو نگار میگیرد
سرمایهٔ صدهزار غم بیش است
آنرا که به غمگسار میگیرد
صبری نه که سازگار دل باشد
با غم به چه کار کار میگیرد
هر غم که نه از میان دل خیزد
پنداری ازو کنار میگیرد
عمری به بهانهٔ وداع او را
میبوسد و در کنار میگیرد
آری غم عشق اگر به حق گویی
دل را نه به اختیار میگیرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.