گنجور

غزل شماره ۳۹

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

هرکس که غم ترا فسانه‌ست

دستخوش آفت زمانه‌ست

هرکس که غم ترا میان بست

از عیش زمانه بر کرانه‌ست

تو یار یگانه‌ای و بایست

یار تو که همچو تو یگانه‌ست

عشق تو حقیقت است ای جان

معلوم دلی و در میانه‌ست

در عشق تو صوفی‌ایم و ما را

دیگر همه عشقها فسانه‌ست

ما را دل پر غمست و گو باش

اندی که دل تو شادمانه‌ست

درد دل ما ز هجر خود پرس

هجران تو از میان خانه‌ست

دارم سخنی هم از تو با تو

مقصود تویی سخن بهانه‌ست

به زین غم کار دوستان خور

وین پند شنو که دوستانه‌ست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.