گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۹

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر مرا روزگار یارستی

کار با یار چون نگارستی

برنگشتی چو روزگار از من

گرنه با روزگار یارستی

برکنارم ز یار اگرنه مرا

همه مقصود در کنارستی

نیست در بوستان وصل گلی

این چه ژاژست کاش خارستی

هجر بر هجر می‌شمارم و هیچ

بار یک وصل در شمارستی

بیش از این روی انتظارم نیست

کاشکی روی انتظارستی

روزگارست مایهٔ همه کار

ای دریغا که روزگارستی

بارکش انوری حدیث مکن

که اگر بر خریت بارستی

در همه نامهات نامستی

در همه کارهات کارستی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام