گنجور

شمارهٔ ۹۰ - امیر یوسف نام و عدهٔ عطایی کرده و وفا ننموده بود در تهدید او گفته است

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

میر یوسف سخن دراز مکش

وقت می‌بین چگونه کوتاهست

گرچه مستغنیم از این سوگند

حق تعالی گواه و آگاهست

کین چنین جود اگر بحق گویی

نه سزاوار آن چنان جاهست

راه آن هیچ گونه می‌نروی

کین جوان مرد بر سر راهست

تا نگویی که اینت طالب سیم

کهربا نیز جاذب کاهست

احتیاج ضرورتی مشمار

اینک اشتباه را به اشتباهست

گر تویی یوسف زمانه چرا

دل من ز انتظار در چاهست

ور منم معطی سخن ز چه روی

به عطا نام تو در افواهست

زانچنان بیتها که کس را نیست

کز پی پنچ دانگ پنجاهست

حاش لله مباد یعنی هجو

راستی جای حاش لله است

دوش بیتی دو می‌تراشیدم

خردم گفت خیز بی‌گاهست

این یک امشب مکن به قول هوا

کیست کورا هوا نکو خواهست

بو که فردا وگرنه با این عزم

تا به فردای حشر زین ماهست

هان و هان بیش از این نمی‌گویم

شیر در خشم و رشته یکتاهست

روز طوفان و باد حزم نکوست

خاصه آنرا که خانه خرگاهست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام