گنجور

شمارهٔ ۴۳۸

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای آنکه جویبار جهان از نهال جود

خالیست تا تو سرو سعادت برسته‌ای

الا نظیر خویش که آن را وجود نیست

از روزگار یافته‌ای هرچه جسته‌ای

دست از سرم به علت تقصیر برمگیر

تو کار خویش کن که نه شیران مسته‌ای

پارم سه دسته کاغذ نیکو بداده‌ای

امسال از آن حدیث ورق چون بشسته‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام