گنجور

شمارهٔ ۴۲۸ - از لالابک تقاضایی کند

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای جهان را دفین به دست تو در

چون معادن هزار سرمایه

دولتت را دوام همخانه

مدتت را زمانه همسایه

گردن و گوش آفرینش را

رسمهای تو گشته پیرایه

جود را پروریده همت تو

راست چونان که طفل را دایه

ملکی در محاسن و اخلاق

زان نداری محاسن و خایه

آفتابی و در مراتب جاه

آفتابت فروترین پایه

چیست کز تابش تو در نورند

همه آفاق و بنده در سایه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام