گنجور

شمارهٔ ۴۲۵ - لطیفه

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

مرا دی یاسمن پیغام دادست

به تو ای صاحب و صدر یگانه

ز هر نوعی سخن گفتست پنهان

غرض را درج کرده در میانه

چه فرمایی کنون پیغام او را

به سمع تو رساند بنده یانه

مرا گفتست فردا کاتش صبح

زند از کورهٔ مشرق زبانه

بگو او را که می‌گوید فلانی

که ای خلقت چو جودت بی‌کرانه

چو در سالی مرا ده روز افزون

نباشد نوبت از گشت زمانه

پس از ده روز خود تاخیر کردم

شوم تا سال دیگر آفسانه

کنون درخواستی دارم ز خلقت

همانا ناورد با من بهانه

دو روزک نیز در صحن چمن آی

بگو تا مطرب آرند و چغانه

به زیر سایهٔ گل شادمان باش

مرا از لطف خود کن شادمانه

چون من بهر تو آیم خوب نبود

من اندر باغ و تو در تاب خانه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام