گنجور

شمارهٔ ۴۲۴ - شراب خواهد

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای بر سر سروران یگانه

بحر کرم تو بی‌کرانه

سیمرغ جلالت تو کرده

بر قبهٔ عرش آشیانه

می‌گیر جهان به روی خنجر

می‌بخش به پشت تازیانه

گر قصهٔ بنده را کنی گوش

آن سود ترا بود زیان نه

در خانه نشسته بود داعی

مخمور ز بادهٔ شبانه

در کنج خزیده چون کشیشی

آتشکده کرده تاب‌خانه

وز بهر شراب لعل در پیش

سیب و به و نقل خسروانه

وز بهر کباب کرده بر سیخ

کبک و بط و تیهو و سمانه

ساقی و شراب و شاهد خوب

شمعی دو نهاده در میانه

زین جمله که گفته‌ام ندارم

جز سبلت و ریش ابلهانه

از میر شراب و شاهد و شمع

دریوزه کنم بدین بهانه

اسباب معاشرت مهیا

از لوح کمانچه و چغانه

طنبور و کتاب و نرد و شطرنج

چنگ و دف و نای و شاخ و شانه

بنهاد به پیش انوری را

گنجشک و کبوتر کلانه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام