گنجور

شمارهٔ ۴۱۶ - در مدح پادشاه زمان

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای خدایت به پادشاهی خلق

از ازل تا ابد پسندیده

ابد از کشتزار مدت تو

خوشهٔ عمر جاودان چیده

آبروی خدایگانی تو

خاک آدم به بیع بخریده

ابر عدلت که عافیت مطرست

سایه بر کاینات پوشیده

فتنه از بیم بخت بیدارت

شب فترت به خواب نادیده

گوش چرخ از صدای نوبت تو

جز نوای نفاذ نشنیده

آفرینش به چشم همت تو

التفات نظر نه‌ارزیده

خصم در مجلس تو مسخره‌وار

گردن از کاج در ندزدیده

رایت از هرچه نام هستی یافت

دادن دین و داد بگزیده

به سر تیغ ملک بگرفته

به سر تازیانه بخشیده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام