گنجور

شمارهٔ ۴۰۰ - در مدیح

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

به خدایی که ذات لم یزلش

باشد از سر بندگان آگاه

دست صنعتش ز اقتدار نهد

بر سر آفتاب و ماه کلاه

زر فشاند ز صبح هر روزی

در خم این زمردین خرگاه

به رسولی که بد سبابهٔ او

سبب جامه خرقه کردن ماه

به امینی که آورید بدو

ز اسمان امر و نهی بی‌اکراه

به کتابی که تا بدو داریم

از گناهان به روز حشر گواه

به کلامی که مهر ایمانست

چیست آن لا اله الا الله

که اگر هست یا بخواهد بود

ملک و دین را نظیر همچو تو شاه

تا جهان باشد از تو نازان باد

رایت و چتر و تخت و تاج و کلاه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام