گنجور

شمارهٔ ۴۰ - فی‌الحکمة

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی

گفت کین والی شهر ما گدایی بی‌حیاست

گفت چون باشد گدا آن کز کلاهش تکمه‌ای

صد چو ما را روزها بل سالها برگ و نواست

گفتش ای مسکین غلط اینک از اینجا کرده‌ای

آن همه برگ و نوا دانی که آنجا از کجاست

در و مروارید طوقش اشک اطفال منست

لعل و یاقوت ستامش خون ایتام شماست

او که تا آب سبو پیوسته از ما خواسته است

گر بجویی تا به مغز استخوانش زان ماست

خواستن کدیه است خواهی عشر خوان خواهی خراج

زانکه گر ده نام باشد یک حقیقت را رواست

چون گدایی چیز دیگر نیست جز خواهندگی

هرکه خواهد گر سلیمانست و گر قارون گداست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی نوشته:

با سلام و تشکر در بیت سوم مصراع دوم آیا به جای واژه -(آنجا) -(آنها )صحیح تر نیست؟

عبوری نوشته:

به احتمال نزدیک به یقین، پروین شعر مشهور “روزی گذشت پادشهی از گذرگهی…” رو با نگاه به این شعر سروده.
http://ganjoor.net/parvin/divanp/mtm/sh15/

سمانه ، م نوشته:

آفرین به پروین
ایشان در عنفوان جوانی از بسیاری از شاعران در ادب و نظم و تسلط بر اوضاع اجتماعی برتر بوده
اگر به گفته ای ، این چامه را از انوری الهام گرفته باشد ، به وضوح برتری طبع روان او به انوری نمایان است
چه از نظر محتوا و معنا ، و چه از نظر زیبایی کلام بسیار از شعر انوری والا تر است
ضمن اینکه پروین هیچگاه مجیز گوی قدرت مندان نبوده بر خلاف انوری که در خدمت سلاطین روزگار می گذرانده، هر چند در بعضی اشعار او تغییراتی داده اند ، ولی از مقام شامخ این بانو ی گرانمایه نکاسته است

عبوری نوشته:

سرقت بدون ذکر نام هنر نیست سمانه خان. زنها همیشه از زنها دفاع می کنند.

سید محمد نوشته:

عبوری گرامی
سرقت با الهام گرفتن تفاوت دارد
سرقت آنست که عین شعر و یا مطلب را از دیگری کپی کنی و به نام خودت ” جا “ بزنی
ولی الهام ، گرفتن ایده از کسی است و به نوعی دیگر بیان کردن
اگر بنا به گفته ی شما باشد که درصد زیادی از اشعار حافظ سرقت است .
ضمناً ، برتری و والایی پروین اعتصامی این شاعر بزرگ زمان ما ، احتیاج به دفاع ندارد ، چون خود بیانگر بزرگی خویش است

ناشناس4 نوشته:

پروین هیچگاه مجیز گوی قدرت مندان نبوده؟
برید کمی اطلاعاتتون رو بیشتر کنید.
منم مخالفم با اینکه این شعر پروین رو سرقت بدونیم. الهام و اقتباسه.
اما پروین هم یه قلدر بی فرهنگ مثل رضاخان و حکومتش و اقداماتش رو مجیز می گفت.

ناشناس نوشته:

ناشناس۴ حرف مفت موقوف
پروین حتی ضد حکومت رضا شاه هم شعر داره. همین شعرش که به الهام از انوری گفته:

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد گداست

عطیه نوشته:

نسبت دادن عنوان مجیزگوی رضاخان پهلوی به شاعره ی آزاده ای مانند پروین امری به دور از انصاف و احتمالا ناشی از ناآگاهی صاحب دیدگاه بالاست. به عنوان مثال فردی آمریکایی که پروین را از نزدیک ملاقات کرده درباره ی او اینگونه سخن رانده است:
« نظر من برای اولین با به خاطر استنکاف او از تدریس زبان و ادبیات به ملکه، به «پروین» جلب شد. دلیری و سرسختی چنین طرز برخوردی، دل مرا از تحسین نسبت به او آکنده کرد. مخالفت با دستور صریح رضاشاه، علی‌رغم آشنایی با زودخشمی و خشونت او، شگفتی و تحسین مرا برانگیخت. پروین خانم در مورد تصمیمش در واردشدن به دربار از پشتیبانی کامل خانواده‌اش برخوردار بود و از آن گذشته عقاید و سنن اشرافی رایج، بر این تصمیم صحه می‌گذاشت. «رضا»، که عادت به تحمل مخالفت حتی از جانب اشرافی‌ترین افراد مملکت را هم ندارد، مجبور شد که تسلیم این دخترک جدی و عینکی بشود. مجبور کردن «پروین» به قبول فرامین شاهانه، برای شاه خطرناک بود و «پروین» خانم آن‌قدر تیز‌هوش بود که این را بداند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام