گنجور

شمارهٔ ۳۸۴

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

روی بخت خواجه خرم همچو گل

باد تا هر سال گل آرد جهان

بسته دولت عهد با دورانش باد

تا بود پیوسته با دوران زمان

باد حاجت خرمی را با دلش

حاجتی که جسم دارد با روان

تیغ او جفت طبیعی با ظفر

رایتش با سرفرازی توامان

سوی اقلیمی که یک ره بنگرد

ابر آنجا فیض بارد جاودان

سوی هر لشکر که آرد روی قهر

گوش دوران نشنود جز الامان

اهل حاجت را درش دارالشفا

سایهٔ تیغش بود دارالامان

جاودان خلق جهان را مدحتش

چون کلام انوری ورد زبان

گر بود بر خوان احسانش دمی

جوع نفتد حاجتش دیگر به نان

شاخ طوبی با قلم در دست اوست

نونهال باغ جنت نایبان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام