گنجور

شمارهٔ ۳۸۱ - در غیبت پیروزشاه از بلخ و تهنیت قدوم او

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

احمد مرسل ز خاک مکه چون هجرت گزید

مدتی آن خطه بود انگشت نومیدی گزان

باز چون باز آمد از اقبال میمون موکبش

تازه شد چون در سحرگاهان گل از باد بزان

بلخ را پیروز شاه احمد همان هجرت نمود

تا فروبارید از هم همچو برگ اندر خزان

باز چون در ظل عالی رایتش آرام یافت

زنده شد بار دگر چون از صبا شاخ رزان

شکر یزدان را که شد آباد و خرم تا به حشر

قبهٔ اسلام ازین و کعبهٔ اسلام از آن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام