گنجور

شمارهٔ ۳۶۲ - التماس کفش کند

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

فخر دین یک التماسست از توام

روزها شد تا همی پنهان کنم

خرده اکنون در میان خواهم نهاد

بر تو و بر خویشتن آسان کنم

کبشکی داری اگر بخشی به من

خویشتن در پیش تو قربان کنم

شکرهای آن کنم وانگاه چه

تا به کی تا کائنا من کان کنم

ور بفرمایی که دندان برکشم

سهل باشد برکشم فرمان کنم

بر میانم گر معد نبود خلال

چوبکی یابم که در دندان کنم

لیک از این پس در میان دوستانت

بس مساوی کز برای آن کنم

چیزهایی گویمت حقا که سگ

نان نبوید نیز اگر بر نان کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

غبار نوشته:

ارزش انوری را این شعر نشان می دهد. استاد شفیعی به نیکی ثابت فرموده اند که انوری دروغگو و تناقض اندیش و ثنوی و مشرک است. خواندن کتاب “مفلس کیما فروش” را از دست ندهید. من در طول عمرم کتابی به این زیبایی و پرمحتوایی نخوانده ام. عمرتان را به بطالت گذرانده اید اگر این کتاب را نخوانید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام