گنجور

شمارهٔ ۳۱۴ - تعریف شراب کند

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

غذای روح بود بادهٔ رحیق‌الحق

که لون او کند از لون دور گل راوق

به طعم تلخ چو پند پدر ولیک مفید

به نزد مبطل باطل به نزد دانا حق

حلال گشته به احکام عقل بر دانا

حرام گشته به فتوی شرع بر احمق

به رنگ زنگ زداید ز جان اندهگین

همای گردد اگر جرعه‌ای بیابد بق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

طهمورث نوشته:

انگار این شعر از ابن سینا هست.

مسعود سعیدی نوشته:

ابو علی هم ، چنین غزلی با کمی تفاوت دارد

غذای روح بود باده رحیق الحق
که رنگ او کند از دور رنگ گل را دق
به رنگ زنگ زداید ز جان اندوهگین
همای گردد اگر جرعه‌ای بنوشد بق
به طعم، تلخ چوپند پدر و لیک مفید
به پیش مبطل، باطل به نزد دانا، حق
می‌از جهالت جهال شد به شرع حرام
چو مه که از سبب منکران دین شد شق
حلال گشته به فتوای عقل بر دانا
حرام گشته به احکام شرع بر احمق
شراب را چه گنه زان که ابلهی نوشد
زبان به هرزه گشاید، دهد ز دست ورق
حلال بر عقلا و حرام بر جهال
که می‌محک بود وخیرو شر از او مشتق
غلام آن می‌صافم کزو رخ خوبان
به یک دو جرعه برآرد هزار گونه عرق
چو بوعلی می‌ناب ار خوری حکیمان
به حق حق که وجودت شود به حق ملحق

ناباور نوشته:

طهمورث جان راست میگویی این غزل از ابن سیناست بنده تمام غزل را در حاشیه آوردم
ولی تیغ سانسور گردنش را زد
درود بر شما

مسعود سعیدی نوشته:

بنده نمیدانم این آقای ناباور سانسور شده یا شعری که میگوید در حاشیه آورده
من برای تأیید و یا تکذیب سخن ایشان در اینترنت جستجو کردم . دیدم درست میگویند چون سطر پایانی غزل هم امضای ابن سینا هست
این غزل که بسیار هم قافیه بندی مشکلی دارد را میآورم
<< غذای روح بود باده رحیق الحق
که رنگ وبوش کند رنگ و بوی گل را دق
به رنگ زنگ زداید ز جان اندوهگین
همای گردد اگر جرعه‌ای بنوشد بق
به طعم، تلخ چوپند پدر و لیک مفید
به پیش مبطل، باطل به نزد دانا، حق
می‌از جهالت جهال شد به شرع حرام
چو مه که از سبب منکران دین شد شق
حلال گشته به فتوای عقل بر دانا
حرام گشته به احکام شرع بر احمق
شراب را چه گنه زان که ابلهی نوشد
زبان به هرزه گشاید، دهد ز دست ورق
حلال بر عقلا و حرام بر جهال
که می‌محک بود وخیرو شر از او مشتق
غلام آن می‌صافم کزو رخ خوبان
به یک دو جرعه برآرد هزار گونه عرق
چو بوعلی می‌ناب ار خوری حکیمان
به حق حق که وجودت شود به حق ملحق
امید که در حاشیه درج شود

مسعود سعیدی نوشته:

باسلام
بنده از جناب آقای حمید رضا محمدی مدیر محترم
سایت گنجور خواهش میکنم توضیح بدهند که چرا نظر بنده و ناباور در باره ی غزل ابن سینا حذف میشود
با احترام فراوان

poolad نوشته:

سلام من در جای دیگری بیت ششم را جور دیکری دیدم
که میگوید
( شراب را چه گنه زان که ابلهی نوشد زبان به هرزه گشاید دهد زدست ورق )
شراب را چه گنه گر که ابلهی نوشد گهی دست به تیغ برد گه به سوی نجق
که نجق هم به معنی ساطور قصابی است

کانال رسمی گنجور در تلگرام