گنجور

شمارهٔ ۲۷۸ - در موعظه

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

هر که تواند که فرشته شود

خیره چرا باشد دیو و ستور

تا نکنی ای پسر ناخلف

ملک پدر در سر شیرین و شور

چیست جهان قعر تنور اثیر

خود چه تفرج بود اندر تنور

جان که دلش سیر نگردد زتن

مرغ و قفس نیست که مرده است و گور

خشم چو دندان بزند همچو مار

حرص چو دانه بکشد همچو مور

طیره توان داد ملک را به قدر

سخره توان کرد فلک را به زور

چشمهٔ خورشید شو از اعتدال

تا برهی از قصب و از سمور

خاک به شهوت مسپر چون سپهر

تا نه زنت غتفره گیرد نه پور

بو که گریبانت بگیرد خرد

خود که گرفتست گریبان عور

گیر که گیتی همه چنگست و نای

گیر که گردون همه ماهست و هور

طبع ترا زانچه که گوشیست کر

نفس ترا زانچه که چشمیست کور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تضمینی نوشته:

مضمون شعر به اشعار انتهای زندگی انوری می ماند.
فقط مشکلی که در میان است نگاه غیر مثبت وی به تأهل حتی در همین شعرش است.
احتمالا انوری در هر دو مقطع زندگی اش، دل خوشی از زن و فرزند نداشته.

کانال رسمی گنجور در تلگرام