گنجور

شمارهٔ ۲۷۳ - قاضی هری مبتلا به مرض جرب شده و حکیم به عیادت او رفته و او از خانه بیرون نیامده و این قطعه را درهجو او گفته است

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

قاضی از من نصیحتی بشنو

نه مطول به از طویلهٔ در

بارها گفتمت خر از کفه دور

خر بغایی مکن تو گرد آخر

پند احرار دامنت نگرفت

این به تصحیف تا قیامت حر

کیک دریاچهٔ من افکندی

وینکت سنگ اوفتاده به سر

هین که شاخ هجا به بار آمد

بیش از این بخ نام وننگ مبر

خشک ریشی گری کری نکند

هان وهان چاردست و پای شتر

این زمان بیش از این نمی‌گویم

ایها الشیخ بالسلامة مر

پس از این خون تو به گردن تو

گر بدان آریم که گویم پر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام