گنجور

شمارهٔ ۲۵۹ - در مذمت اهل سوق

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

روزی پسری با پدر خویش چنین گفت

کان مردک بازاری از آن زرق چه جوید

گفتا چه تفحص کنی احوال گروهی

کز گند طمعشان سگ صیاد نبوید

عاقل به چنان طایفهٔ دون نگراید

مردم به سوی مزبله و جیفه نپوید

بازار یکی مزرعهٔ تخم فسادست

زان تخم در آن خاک چه پاشی که چه روید

امید مکن راستی از پشت بنفشه

تا روی تو چون لاله به خونابه نشوید

قولی نبود راست‌تر از قول شهادت

زان در همه بازار یکی راست نگوید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تضمینی نوشته:

بازار یکی مزرعهٔ تخم فسادست
امثال پروین و ابن یمین و ایرج به شدت و در حجم کمتری سعدی وامدار انوری در قطعات داستانی خویش اند.
اگر چه مثلا پروین و ایرج مضمون خیلی از داستان ها را از غربی ها گرفته باشند باز در ساختار ترسیمی داستان مقلد و مدیون انوری اند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام