گنجور

شمارهٔ ۲۵۴ - در مرثیه

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

در مرثیهٔ موئیدالدین

هرکس اثری همی نماید

گفتم که تشبهی کنم نیز

باشد که تسلیی فزاید

لیکن پس از آن جهان معنی

خود طبع سخن همی نزاید

با این همه شرح حال شرطست

شرطی نه که طبع هرزه لاید

در جوف سپهر تنگدل بود

عنقا به قفس درون نیاید

می‌گفت کجاست باد فضلی

کم زین سر خاک در رباید

یزدان که گره‌گشای فضلش

بند قدر و قضا گشاید

بشنید به استماع لایق

چونان که جز آنچنان نشاید

لطفش به رسالت اجل گفت

کاین زبدهٔ صنع می چه باید

بر شاخ مزاج بلبل جانت

تا چند نوای غم سراید

گر مختصرست عالم کون

رای تو بدو نمی‌گراید

بخرام که سکنهٔ دگر هست

تا آن دگرت چگونه آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام