گنجور

شمارهٔ ۲۱۳ - در وصل سرای مجدالدین ابوالحسن

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای نمودار آفتاب بلند

گشته ایمن چو آسان ز گزند

صورت فتح و قبهٔ ظفری

این‌چنین دلگشای دشمن بند

ساحتت آب قندهار ببرد

صنعتت بیخ نوبهار بکند

سقف تو با سپهر همسایه

صحن تو با بهشت خویشاوند

آسمانی که نیستت همتا

یا بهشتی که نیستت مانند

از تو آباد باد و فرخ باد

آنکه بنیاد فرخ تو فکند

مجد دین بوالحسن هست عقیم

مادر عالم از چو او فرزند

آنکه دستش به دادن روزی

آمد اندر زمانه روزی مند

تا ز تاریخها شود معلوم

کز فلان چند شد ز بهمان چند

عدد سالهای عمرش باد

همچو تاریخ پانصد و چل و اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام