گنجور

شمارهٔ ۲۱۰

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

دوستی در سمر کتابی داشت

یک دو صفحه به پیش من برخواند

که فلان شخص در فلان تاریخ

به یکی بیت بدره‌ای بفشاند

وان دگر پادشه به یک نکته

عالمی را فراز تخت نشاند

گفتم ای دوست نرهاتست این

این سخن بر زبان نشاید راند

آخر این قوم عادیان بودند

که خود از نسلشان کسی بنماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام